دیدار دوم با مهدی جامی
دیدار دوم با مهدی جامی، در منزل مادری ایشان صورت پذیرفت، دیروز عصر. در این دیدار تنی چند از دوستان من هم حضور داشتند. خانوادهی مهربان و سنتیِ مهدی جامی (مادر و خواهر ایشان) به گرمی از ما پذیرایی کردند. در این جلسه سخن از ملی-مذهبیها شد و آقای جامی نقدهایی که به این گروه داشت را بیان کرد، سخن از سروش شد و سعی کردیم به ایشان بقبولانیم که بر خلاف رای مشهور، دوران سروش به پایان نرسیده بلکه تنها از اوج اقبال به او، که تا حدود زیادی سیاسی بود، کاسته شده وگرنه همچنان آراء و آثار وی، محل مراجعه است و درباب آن سخن گفته میشود. همچنین جناب جامی مقایسهای میان سروش و ملکیان انجام داد و ملکیان را، عموما به خاطر نداشتن تجربهی بیواسطه از غرب، فردی بی خبر از حقیقت غرب دانست ولی معتقد بود که سروش از این موهبت برخوردار است که غرب را از نزدیک تجربه کرده است.
از این جا به بعد هم سخن از تجربهی مدرنیت شد و ایشان در پاسخ به این سوال که کدام ویژگی مدرن را میپسندید و توصیه میکنید، تنها به ذکر یک ویژگی پرداخت: «آدمی، خودش باشد». او از این جهت، شبه حدیث «استر ذهبک و ذهابک و مذهبک» [ از سهی عالم مجنبان تو لبات/ از ذهاب و از ذهب وز مذهبات] را، غیر مدرن دانست و همچنین خودباختگی در قبال غرب را نیز از ضدمدرنترین رویکردها نسبت به غرب توصیف کرد. او به حق بر این نکته تاکید کرد که تجربهی ایرانیان از مدرنیته، تجربهای یگانه و فرید است که مشابه آن را حتا در هیچ کشور اسلامیای نمیتوان یافت. از همین رو او کپیبرداری از تجارب دیگران را ناممکن دانست و به همین خاطر با نهضت ترجمه برای مدرن کردن ایران، مخالف بود. در پایان هم به تقاضای دوستان، گزارشی از شکلگیری رادیو زمانه داد و این که از یک اتاقِ تنها موکتدار در آمستردام آغاز کرده است و آنچنانی که مشهود بود با امید پیش میرود. علاقهمندم که گزارش بعد از سفرش به ایران پس از ۱۱ سال را بخوانم.
